تبليغاتX
سیمرغ آسمان هنر بهرام رادان
 «شب شيشه اي» جاي خودش را به عنوان يک برنامه «گفت وگوي صريح» باز کرده است؛ برنامه اي که در اين مدت با اتکا به ستاره هايي که دعوت مي کند مخاطبان فراواني هم پيدا کرده و کمتر کسي است که کنجکاو و مهمان شبانه برنامه رضا رشيدپور نباشد. با اين حال به اعتقاد عده اي، مجري برنامه همچنان چهره محبوبي نيست. خيلي از مخاطبان تلويزيون زماني که رشيدپور به ستاره محبوب شان هجوم مي برد يا او را در شرايطي قرار مي دهد که ستاره راضي به پاسخ گفتن نيست و به دليل ذات برنامه- پخش زنده- پاسخ مي گويد، او را شماتت مي کنند يا در شکل معمولي تر جانب ستاره مهمان را مي گيرند. برنامه شنبه شب «شب شيشه اي» که «بهرام رادان» را به عنوان مهمان در خود داشت، اوج اين روند و اتفاق بود؛ روندي که از حضور رضا کيانيان- تقريباً يک هفته قبل تر- آغاز شده بود و بهرام رادان در ادامه اين موج تقريباً هرچه را که لازم بود اجرا کرد. رادان صريح و خونسرد حرف زد، هرجا که خواست اختيار گفت وگو را به دست گرفت، به سوالاتي که نخواست پاسخ نداد و خب ايرادي که منتقدان رشيدپور در اين چند وقت به شکل اجراي او مي گرفتند در همين نکات مستتر بود. رشيدپور گفت وگوکننده خوبي نيست. شايد در گفت وگويي که هر دو طرف قرار است حرف بزنند و رشيدپور هم از قرار در آن حوزه اطلاعات داشته باشد، بتواند طرف موفق رويارويي باشد اما وقتي مساله به فن گفت وگو مي رسد، او کاملاً در موضع ضعف قرار مي گيرد، چه در شرايطي که طرف گفت وگو مسير صحبت را مي بندد و چه در شرايطي که به طرف اول هجوم مي برد. در هر دو اين حالات يک گفت وگوکننده خوب بايد فن گفت وگو بداند تا بتواند از مهلکه فرار کند و دوباره اختيار عمل را به دست بگيرد، که رشيدپور چنين نمي کند. در تمام گفت وگو با بهرام رادان، ستاره برنامه دو حربه مشخص داشت؛ يکي اينکه سوالات رشيدپور را با سوال جواب داد و خودش را موظف به پاسخگويي ندانست و دوم اينکه نگذاشت رشيدپور از صحبت هاي او نتيجه استخراج کند. نکته اي که بعد از تماشاي سه چهار گفت وگوي اول شب شيشه اي مي شد فهميد تنها برگ برنده رشيدپور در گفت وگوهايش براي ضربه زدن است. رادان خيلي راحت اين دو امتياز را با جملات ضربتي اش از مجري شب شيشه اي گرفت و برنامه اي را که اين اواخر بيشتر به يک جدال مي مانست به خودش اختصاص داد. اينکه اين يادداشت را با تمرکز بر روي برنامه رادان مي نويسم يک دليل فرامتني هم دارد. چهره اي چون رضا کيانيان به سخنوري شهره است و خيلي ها انتظار چنان برخوردي را از بازيگر کهنه کار داشتند اما بهرام رادان نزد عامه يک ستاره محبوب سينما است و براي همين بسياري از پيگيران سينما و هواداران اين ستاره انتظار چنين برخوردي را از رادان نداشتند. حالا شايد بشود راحت تر درباره عکس العمل رادان بعد از گرفتن دومين سيمرغ بلورينش هم حرف زد، چنانکه درباره نوشته هاي گاه و بي گاهش در مطبوعات؛ چنان که...

همچنین روزنامه اعتماد نیز در مطلبی در مورد برخی تردیدها درباره بهرام رادان اشاره نموده که در ذیل می خوانید

بهرام رادان بازيگر کم حاشيه يي است. اگرچه هر حرکت و عمل او خيلي زود و با آب و تاب فراوان بازتاب مي يابد و سرآغاز حرف و حديث هايي مي شود. با اين همه کمتر کسي مي تواند موضوعي جنجالي و پر حاشيه از او را جايي بخواند يا بشنود. آخرين باري که رادان در صدر اخبار سينمايي (و البته حاشيه يي) قرار گرفت، در زمان جشنواره فيلم فجر بود. با همه اين اوصاف، برنامه شنبه شب «شب شيشه يي» او را در سيبل اخبار حاشيه يي قرار داد. رادان در اين برنامه درباره تبليغات، ستاره سازي در سينما، بازي در فيلم هاي مردم پسند و... به شيوه و شکل منحصر به فرد خودش حرف زد. اما اينها کافي بود تا رسانه هاي وابسته به جناح خاصي، جملات و حرکات او را کالبدشکافي کنند و معني و مفهوم ديگري از آنها بيرون بکشند. مثل هميشه يک اتفاق ساده با حاشيه هايي همراه شد تا گفت وگويي معمولي به ماجرايي «اجتماعي- سياسي» تبديل شود. سايت هاي خبري وابسته به جناح راست با استدلال هايي غريب بهرام رادان را به خاطر حرف هايش مورد انتقاد شديد قرار دادند و با استفاده از آن به تلويزيون حمله کردند.حضور بهرام رادان به نظر بسياري برگ برنده يي براي شب شيشه يي بود.

حرف هاي او براي مخاطبان عام تلويزيون جذاب بود و بحث دونفره رادان- رشيدپور تماشاگر را مشغول مي کرد.

اما خب، قرار نيست همه چيز به اين راحتي باشد. بار ديگر همه اتفاق هاي سياسي - اجتماعي با مساله فرهنگي و معمولي مخلوط و بحث سطحي به بحراني بدل شد. بحراني که تنها با گذر زمان حل مي شود. شايد اکران «سنتوري» و هنرنمايي رادان و حرف هاي سينمايي اش نقطه پايان اين بحران شود

نوشته شده توسط فرناز عربیان در شنبه 1386/02/29 ساعت 13:38 | لینک ثابت |
رادان در برنامه "شب شيشه‌‌اي"، افزود: موقعي كه براي شناخت شخصيت‌هاي واقعي به آسايشگاه جانبازان مي‌رفتم به حس غريبي مي‌رسيدم. اين كه سال‌ها براي مملكت جنگيد‌ه‌اي، از ناموس مملكت دفاع كرده‌اي و حالا گوشه بيمارستاني افتاده‌اي و هيچ‌كس حتي خانواده‌ات به تو سر نمي‌زند.
وي گفت: براي رسيدن به آن نقش كه از نظر سني با من تفاوت داشت من يادم است 15 جلسه تست گريم تفاوت داشتيم.
رادان در ادامه يادآورشد: ما ستاره نيستيم و در سينماي ايران، ستاره نداريم چرا كه در سينماي دنيا، ستاره از تعريف ديگري برخوردار است.ستاره‌هاي سينمايي دنيا دستمزدهاي نامتعارفي دارند و آن دستمزدهاي نامتعارف، به آنها اجازه اين را مي‌دهد كه در كارهاي خيريه مشغول شوند، ورزش كنند و... در حالي كه اينجا، همه به ستاره‌ها مي‌گويند كه مواظب خودت باش، شغل دوم داشته باش چون در بازيگري، اگر دوره‌ات بگذرد، تامين آنچناني نخواهي داشت.
وي در مورد ورودش به سينما گفت: ورود من به سينما بيشتر زائيده يك تفريح بود و بيشتر به يك شوخي مي‌ماند. دورهم جمع شديم، كلاس بازيگري رفتيم و حتي خجالت مي‌كشيديم كه بگوئيم داريم به كلاس بازيگري مي‌رويم مبادا بگويند شما "عشق هنرپيشگي" هستيد... جالب آن‌كه من دو، سه هفته بيش‌تر كلاس بازيگري نرفتم. يك روز ما با بچه‌هاي كلاس مشغول بازي كردن بوديم و نقش‌هاي متعددي را كه به ما مي‌دادند، بازي مي‌كرديم، از پشت شيشه‌هاي كلاس، دوسه نفر آمدند و با هم پچ پچ كردند، ولي صداي ما را نمي‌شنيدند. آمدند،‌ به همديگر اشاره كردند و من را نشان دادند.
وي افزود: بعد از كلاس، آمدند جلو و يك آدرس را روي تكه روزنامه‌اي به من دادند. من به آن آدرس رفتم و تا مدت‌ها بعد و حتي تا دو شب قبل از فيلمبرداري، نمي‌دانستم نقش چندم هستم و فكر مي‌كردم صرفا قرار است حضوري در فيلم داشته باشم.
رادان گفت: در"شورعشق" به من گفتند اين سناريو را بخوانم و نقش من را مشخص كردند. من فيلمنامه را ورق مي‌زدم و با خودم مي‌گفتم اين نقش چقدر زياد است و بعد فهميدم اين نقش اول آن فيلم است.
او ادامه داد: هفت، هشت سال از آن زمان مي‌گذرد. آن زمان كه 20 سالم بود و آمدم جلوي دوربين، بازي كردم، بازيگري برايم يك كارعجيب بود اما ترسناك نبود.
رادان ضمن تشريح شرايطي كه به اعطاي زرشك زرين بدترين فيلم سال 78 توسط منتقدان به فيلم شورعشق انجاميد، گفت: من موافق اين زرشك زرين هم بودم و اگر زرشك را آن زمان به بازيگر فيلم مي‌دادند، ‌خودم اولين نفري بودم كه دلم مي‌خواست كانديدا شوم، چون آدم از شكست‌هايش، درس پيروزي مي‌گيرد.
وي ادامه داد: من در 19 فيلمي كه بازي كرده‌ام، شكست‌هاي زيادي خورده‌ام. فيلم‌هايي مثل ازدواج صورتي يا رز زرد كه شكست‌هايي فاحش براي من به دنبال داشت.
رادان گفت: وقتي با محمدرضا شريفي‌نيا به يك سفر رفتيم، تمام ايراني‌هاي خارج از كشور، شريفي نيا را با فيلم دنيا مي‌شناختند و من با همان كارگردان، فيلم بعدي‌اش را كار كردم كه علي‌رغم زحمت همه گروه، فيلم موفقي نشد. براي آن فيلم مبلغي را گرفتم كه شايد الان رقم نرمالي باشد اما آن زمان خيلي زياد بود به طوري كه اتحاديه تهيه‌كنند‌گان در يك اطلاعيه، به تهيه‌كنندگاني كه دستمزد خارج از حد متعارف مي‌دهند تذكر داد.
اين بازيگر گفت: براي خودم يك شرط را قرار داده‌ام و آن اينكه نقش‌هاي متفاوتي را بازي كنم و در يك نقش تكرار نشوم. براي همين، من همه‌جور نقش را،‌از بچه كافي شاپ‌نشين بالاي شهري تا جوان شيميايي قطع نخاعي را بازي كرده‌ام و هر آنچه در توانم بوده براي ايفاي اين نقش‌ها ارائه داده‌ام.
برنده دو سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر افزود: من در 19 فيلمي كه بازي كرده‌ام، اگر 19 تا عكس را كنار هم بگذاريد، حداقل در گريم من روي اين قضيه پافشاري كرده‌ام كه براي مخاطب يك چهره از من جا نيفتد و فكر نكنند كه اين چهره از من جا افتاده چون اگر اينگونه باشد، از يك جايي به بعد، حتي اگر من هم بخواهم آن چهره را تغيير دهم، تهيه كننده نمي گذارد و راضي نمي‌شود.
وي گفت:‌من با شش فيلم اول خود سعي مي كردم كاري كنم كه ديده شوم، بازي كنم و در بورس باشم. روي اكران باشم كه ديده شوم تا يك روز بهروز افخمي بيايد من را صدا بزند كه بيا در گاوخوني، يك ربع انتهايي‌اش بازي داري و 75 دقيقه قرار است صحبت كني و اين فيلم مي شود متفاوت‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران و به خاطر آن يك ربع به من جايزه هم مي‌دهند.
وي همچنين پس از خواندن دوباره نامه خود در دوران جشنواره بيست و پنجم و دفاع دوباره از اقدام خود در مراسم پاياني جشنواره، درمورد بازي در سنتوري گفت: من هم معتقدم بعض از نقش‌ها خودشان جايزه مي‌گيرند، سر فيلم سنتوري، وقتي ساعت 1/5 نصف شب داشتم قرارداد بازي در اين فيلم را با محمدرضاشريفي نيا مي‌بستم، او به من گفت: سنتوري يك نقش جايزه بگير است و اگر اين نقش موفق نشود، تو نتوانسته‌اي.
وي درمورد حضور بازيگران در عرصه تبليغات و بيلبوردهاي تجاري گفت: حضور بازيگران در اين عرصه، وسيله‌اي است براي كسب درآمد بيشتر تا فارغ از مسائل مالي، بازيگر فيلمنامه‌ها را بخوانند و فيلم‌هايي را كه دوست دارند، كار كنند. شايد اگر من مساله مالي نداشته باشم، دو سال هم كار نكنم. من مي خواهم فيلم‌هايي را بازي كنم كه بعدها جلوي بچه هايم بتوانم سربلند باشم.
وي متذكر شد: بازيگريك شخصيت حقيقي دارد و يك شخصيت حقوقي. شخصيت حقوقي بازيگر حق ندارد در ملا عام سيگار بكشد چون شايد پسر كوچكي كه او را مي‌بيند، تصور كند كار او درست است و به واسطه او سيگاري شود. اين شخصيت حقوقي، همان شخصيتي است كه فيلم بازي مي‌كند، و چون مردم بازي او را دوست داشته‌اند روي بيلبورد مي‌رود تا موجب شود مردم كالاهايي را به خاطر او خريداري كنند. من البته مسوول اين نيستم كه كالا خوب باشد اما در عين حال روي انتخاب‌هايم دقت مي‌كنم. از يك سو در زمينه تبليغ كالاهاي تجاري فعال هستيم و از آن سو بايد برويم به سمت كارهاي خيريه تا نفعمان به مردم هم برسد چون هرآنچه هنرمند دارد از مردم است.
وي تاكيد كرد: به همراه بازيگران سينما و به ويژه به اتفاق گلشيفته فراهاني تصميم گرفته‌ايم كه در كارهايي عام‌المنفعه شركت كنيم. مثلا درپاكسازي محيط زيست به فعاليت بپردازيم يا به بچه‌هاي يتيم كمك كنيم

نوشته شده توسط فرناز عربیان در شنبه 1386/02/29 ساعت 13:37 | لینک ثابت |
سنتوری" جدیدترین ساخته داریوش مهرجویی، همچنان در انتظار صدور پروانه نمایش است، در این راستا متاسفانه طی چند روز گذشته شاهد بروز حاشیه های نه چندان دلچسب برای این اثر بودیم. به گفته موسسه مهر فراز ( تولید کننده فیلم سنتوری ) از دو روز پیش موضوعی در سطح شهر مطرح شد که باعث تعجب بسیار علاقمندان به سینما شد: " فروخته شدن CD های قاچاق سنتوری توسط برخی از دست فروشان" . در حالیکه این CD تنها شامل ۵ کلیپ ۳ دقیقه ای که از اینترنت دانلود شده و چند سکانس اولیه  "سنتوری" است که با کیفیت بسیار پایین از روی پرده فیلمبرداری شده . دیگر شایعه ای که در این چند روز برای آخرین اثر داریوش مهرجویی مطرح شد٬ اکران فیلم در لندن قبل از ایران بود که توسط فرازمند ( تهیه کننده ) تکذیب شد. امیدواریم هرچه زودتر با رفع مشکلات اکران "سنتوری"، شاهد تعطیلی بازار داغ شایعات و سوء استفاده های موجود باشیم.

نوشته شده توسط فرناز عربیان در چهارشنبه 1386/02/26 ساعت 14:32 | لینک ثابت |
سلام

دوستان عزیز امروز براتون جدیدترین و مثل همیشه زیباترین عکس های بهرام رادان٬سوپرستارسینمای ایران رو گذاشتم

 

نوشته شده توسط فرناز عربیان در چهارشنبه 1386/02/26 ساعت 0:25 | لینک ثابت |
سلام

بچه ها بالاخره بعد از مدت ها انتظار سایت استثنایی بهرام رادان افتتاح شد

حتما برید سر بزنید خیلی خیلی سایت زیبا و جالبیه!!!

www.bahramradan.com

نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/24 ساعت 0:27 | لینک ثابت |
سلام

دیشب یکی از رویایی ترین شب ها برای دوستداران بهرام عزیز بود.حضور او در یک برنامه تلویزیونی موجب شادی همه مردم شد.تیپ٬چهره و مخصوصا حرفهای بهرام باعث بسته شدن زبان خیلی ها از جمله آقای رشید پور شد

بهرام عزیز من و همه طرفدارانت به تو افتخار می کنیم

دوستان من هم می خواهم نظرسنجی که در برنامه شب شیشه ای انجام شد در اینجا انجام دهم

به نظر شما دلیل موفقیت بهرام رادان چیست؟

۱.دانش بازیگری

۲.فیزیک مناسب

۳.شانس حرفه ای

۴.هر سه مورد

لطفا نظر خود را دا قسمت نظر ها اعلام کنید

نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/24 ساعت 0:13 | لینک ثابت |
سلام

دیشب در برنامه شب شیشه ای به گفته رضا رشیدپور قرار شده که در این هفته از بازیگر محبوب و حرفه ای سینمای ایرن بهرام رادان عزیز و همچنین رضا کیانیان مهناز افشار و مریلا زارعی دعوت شود

پس دوستداران این بازیگران مخصوصا بهرام عزیز این هفته این برنامه رو دنبال کنید حتما شبکه پنج در این هفته برنامه های جذاب و جنجالی خواهد داشت

نوشته شده توسط فرناز عربیان در سه شنبه 1386/02/18 ساعت 21:22 | لینک ثابت |
داريوش مهرجويي نويسنده و كارگردان سينما گفت: جذابترين چيزي كه در داستان «نقاب زيبا» برايم وجود دارد، جذابيت ذاتي موضوع و شخصيت‌پردازي خوب آن است. مهرجويي با اشاره به رويكردش به سينماي دفاع مقدس در فيلم‌تازه خود، گفت: مهم‌ترين نكته‌اي كه در «نقاب زيبا» وجود دارد اين است كه در قصه، جنگ تمام شده و تمام اين داستان، بعد از پايان جنگ اتفاق مي‌افتد و بيش از هر چيز، «نقاب زيبا» برپايه يك داستان دراماتيك به پيش مي‌رود.
وي در مورد چگونگي توليد فيلم و تاخيري كه در آن اتفاق افتاده، افزود: متأسفانه فيلم‌سازي هزينه‌هاي زيادي دارد و به علت شرايط بد سينماي ايران، اكثر تهيه‌كننده‌ها با وجود خرجي كه مي‌كنند، ورشكست مي‌شوند. ما هم به دنبال سرمايه‌گذاري براي ساخت «نقاب زيبا» مي‌گرديم و در صورت پيدا شدن سرمايه‌گذار، كار را به سرعت شروع خواهيم كرد.

* از رادان و گلشيفته فراهاني استفاده خواهم كرد
مهرجويي در مورد فصل مناسب براي شروع ساخت «نقاب زيبا» گفت: در هر فصلي مي‌توانيم ساخت «نقاب زيبا» را شروع كنيم اما به نظر من، بهترين فصل براي ساخت اين فيلم، فصل زمستان است و اميدوارم در زمستان اين كار را بسازم.
مهرجويي همچنين در مورد بازيگران احتمالي «نقاب زيبا» گفت: با بهرام رادان و گلشيفته فراهاني براي اين فيلم صحبت كرد‌ه‌ام كه‌ هر دو نفر هم علاقه‌ زيادي به بازي در اين فيلم داشته‌اند و من هم سعي مي‌كنم با همين دو نفر فيلم را بسازم.
از اين سينماگر ، فيلم «سنتوري» براي نمايش عمومي آماده مي‌شود و گويا مجوزهاي لازم را در اين زمينه به دست آورده است
.

نوشته شده توسط فرناز عربیان در سه شنبه 1386/02/18 ساعت 20:53 | لینک ثابت |
سلام

امروز براتون قسمت هایی از فیلم سنتوری و پشت صحنه اش و همچنین قسمتی از جشنواره فیلم فجر واهدای سیمرغ به بهرام رادان رو می گذارم که بتونید دانلود کنید

 http://www.4shared.com/file/9911454/61b0fd69/santuris1.html

http://www.4shared.com/file/5572792/bb75948/alisanturi1.html

http://www.4shared.com/file/14512294/7b907d4e/MP_F_santoori19.html

http://www.4shared.com/file/10714213/b1c1b821/radanshakibaee1.html

http://www.4shared.com/file/8888198/df4bc94f/santuripsfkhob.html

نوشته شده توسط فرناز عربیان در جمعه 1386/02/14 ساعت 14:16 | لینک ثابت |
بهرام رادان بهترین بازیگر نقش اول بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر این روزها درگیر افتتاح سایت اینترنتی بسیار عجیب خود است !

این سایت که از شروع طراحی جدید آن توسط شرکت  دیجیتال آرت حدودآ یک سالی می گذرد همچنان نیز در مرحله طراحی قرار دارد و مطمئنآ با افتتاح شدن آن خیلی ها را متعجب خواهد ساخت !

گروه دیجیتال آرت با حضور مداوم بهرام رادان و علیرضا باذل در دفتر این شرکت واقع در امیر آباد شمالی طراحی این سایت را شروع کردند و در همان محل نیز تمامی عکس های گالری سایت تهیه شده است .

در نسخه ADSL این سایت حتی در نحوه بارگذاری صفحه نیز از طرح متفاوتی استفاده شده است و ما برای بارگذاری صفحه دست بهرام رادان را بر روی میزی می بینیم که به حالت انتظار انگشتان خود را روی میز تکان می دهد .

در ادامه شاهد منظره ای خواهیم بود که شامل درخت ها ٬ ابرهای متحرک ٬ دریاچه ای در کنار تصویر ٬ جاده  و ماشینی که با توقف آن در خیابان وسط منظره ٬ فردی از ماشین پیاده می شود و با اسپری رنگ بر روی دیوار می نویسد بهرام رادان ٬ با کلیک بر روی نوشته بهرام رادان به گروه طرفداران او وارد می شویم .

بر روی زمین در منظره روزنامه ای دیده می شود که با وزش باد تکان می خورد با کلیک بر روی صفحه روزنامه ٬ روزنامه باز می شود و اخبار روز بهرام رادان در صفحه روزنامه قابل مشاهده است .

نکته بسیار جالب دیگر درباره سایت بهرام رادان آن است که اگر در روز وارد سایت شویم نور منظره نور روز است و اگر در شب وارد سایت شویم نور منظره نیز شب است و چراغ های خیابان روشن !

اتاقی در گوشه تصویر دیده می شود که با کلیک بر روی آن وارد اتاق می شویم در وسط اتاق کاناپه ای دیده می شود که بهرام رادان بر روی آن نشسته و دستگاه کنترل تلوزیون مقابلش را در دست دارد بر روی دیوار قاب عکس های او را میبینیم . در این اتاق نیز مانند منظره ابتدایی اگر در روز وارد اتاق شویم نور اتاق نور روز است و اگر در شب وارد اتاق شویم نور اتاق نور شب و چراغ های اتاق روشن است خیلی جالبه نه؟

نوشته شده توسط فرناز عربیان در جمعه 1386/02/14 ساعت 14:3 | لینک ثابت |

نسخه آزمایشی سایت بهرام رادان که پیش از این قرار بود در تاریخ  چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت افتتاح شود ٬ با دو روز تاخیر در تاریخ شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه افتتاح می شود .

گروه گرافیکی دیجیتال آرت به طرفداران بهرام رادان قول دادند تا نسخه آزمایشی این سایت حداکثر تا پایان روز شنبه افتتاح شود .

 

نوشته شده توسط فرناز عربیان در جمعه 1386/02/14 ساعت 11:38 | لینک ثابت |
سلام

متاسفانه هنوز هم سایت بهرام رادان افتتاح نشده هیچکس هم نمی دونه چرا؟؟؟؟

اخه بهرام جوووووون این طرفدارایی که دیوونه وار دوست دارن تا کی باید منتظر سایت استثنایی تو باشن؟

نوشته شده توسط فرناز عربیان در جمعه 1386/02/14 ساعت 11:27 | لینک ثابت |
سایت اینترنتی بهرام رادان بازیگر و مدلینگ محبوب کشور امشب ( چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ) به همت گروه گرافیکی دیجیتال آرت افتتاح می شود .

نسخه دایل آپ سایت بهترین بازیگر نقش اول مرد در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر از امشب ( چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ) قابل دسترسی است

بهرام رادان [ دات ] کام ٬ پیش از این قرار بود در تاریخ شنبه هشتم اردیبهشت ماه ساعت ۱۳:۱۰ همزمان با جشن تولد ۲۸ سالگی بهرام رادان افتتاح شود که متاسفانه به دلیل برخی مسائل فنی این امر میسر نشد .

این سایت در ۴ نسخه (  Felash / css / Xml / Ajax  ) بزودی قابل دسترس همگان قرار می گیرد .

 

نوشته شده توسط فرناز عربیان در چهارشنبه 1386/02/12 ساعت 22:20 | لینک ثابت |
سلام

می خوام براتون یک خاطره ای که از بهرام عزیز دارم رو تعریف کنم

اواسط دی ماه بود که یک گروه فیلمبرداری که باهاشون آشنایی قبلی داشتم تماس گرفتن و برای فیلم کارناوال مرگ به عنوان هنرور من رو خواستن.فیلمبرداری از ۱۱ شب شروع شد.بعد از چند دقیقه بی ام و سفید رنگی نظر همه رو به خودش جلب کرد و صاحب اون کسی نبود جز بهرام رادان.راستش اصلا باورم نمی شد اما حقیقت داشت.خلاصه تا ۶ صبح به عشق بهرام اونجا بودیم و پلان هایی از فیلم گرفته شد.افتخارم اینه که ازش عکس و امضا گرفتم و در اخر اینکه یکی از بهترین خاطره های زندگیم دیدنه این عزیز بود

نوشته شده توسط فرناز عربیان در چهارشنبه 1386/02/12 ساعت 21:36 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/10 ساعت 21:33 | لینک ثابت |
سلام

میدونم که همه شما طرفداران بهرام بی صبرانه منتظر اکران فیلم سنتوری و همچنین افتتاح سایت او هستید

سایت بهرام رادان ۲ شبه که قراره افتتاح بشه اما متاسفانه هر شب ۲۴ ساعت به افتتاح سایت اضافه می شه امیدوارم امشب اخرین شب باشه و این سایت که به گفته خیلی از دوستان یک سایت استثنایی هست افتتاح بشه.

اما در مورد فیلم ستوری ساخته مهرجویی که با تمام شایعاتی که پشت این فیلم بود قرار شده بنا به گفته تهیه کننده این فیلم تا اواخر تابستان و با صدای محسن چاوشی به روی پرده سینماهای تهران برود.

بی صبرانه منتظریم!

نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/10 ساعت 16:52 | لینک ثابت |
تک نگاری: بهرام رادان

خدا را شكر؛ طرف برگشت


شور عشق كه همه بهرام رادان را با آن شناختند، نديده‌ام. اما اولين باري كه چهره‌اش به دلم نشست و منتظر موفقيت‌هاي بعدي‌اش ماندم، سر فيلم ساقي بود. اگر درست يادم باشد، سينما قدس بود كه فيلم را تماشا كردم. رادان يك جيپ داشت و به جماعت فيلم كرايه مي‌داد. بعد، همان اول قصه بود كه رفت خانه‌اي كه چند تا دختر دور هم نشسته بودند و بهرام قرار بود فيلم براي‌شان ببرد. و اين صحنه را خيلي خوب بازي كرد. يعني بازي نكرد. يك آن‌اي در صورت‌اش و رفتارش بود ( كه عجالتا بد نيست اسم‌اش را « شخصيت » بگذاريم ) كه او را از بقيه جوان اول‌هاي آن سال‌هاي سينماي ايران متمايز مي‌كرد. از محمدرضا فروتن و پارسا پيروزفر مثلا. پرت شديم. داشتم مي‌گفتم كه بهرام وارد آن خانه شد و فيلم‌ها را از كيف‌اش درآورد و با دخترها نشست. ولي نشستن‌اش با دخترها شخصيت داشت. پسره، مركز كادر بود و بي اين كه بازيگر يا كارگردان بخواهند اين جوري باشد، صحنه طوري پيش مي‌رفت كه انگار براي اين آقا مهم نيست چند تا دختر توي اين اتاق نشسته‌اند. و بعد برعكس، دخترهاي توي كادر بي اين كه عمدا بخواهند يا شخصا آگاه باشند، به نظر مي‌رسيد دارند از در و ديوار آويزان مي‌شوند تا خودشان را به اين پسر آويزان كنند. وقار و آرامشي در بازي رادان در اين صحنه ساده از يك فيلم ضعيف بود كه جذب‌ام كرد. بعد از آن بود كه مجاب شدم بنشينم و فيلم را تا آخر ببينم. يك فيلم دختر و پسري باب آن سال‌‌ها كه رادان بعدا گفت ديگر دل‌اش نمي‌خواهد از اين جور فيلم‌ها بازي كند و بايد برود سراغ آثاري كه به‌شان مي‌گفت جدي‌تر و هنري‌تر. اما آن صحنه از اين فيلم و چند صحنه از چند فيلم ديگري كه رادان در آن سال‌ها بازي كرد، فيلم‌هايي مثل آبي و آواز قو، به لذت و حسرت در مغزم باقي ماند. نشستم و منتظر ماندم كه طرف، كي خراب مي‌شود و اين صورت را به باد مي‌دهد.
*
با وجود همه آن فيلم‌هاي كم فروش و ناموفق، از جمله عطش و رز زرد و رستگاري در هشت و بيست دقيقه، بهرام رادان به كمك همكار هميشگي‌اش عليرضا باذل، توانست خودش را توي بورس حفظ كند. تهيه‌كننده‌ها چه از او خوش‌شان مي‌آمد چه نه، چه گيشه‌اي بود و چه ضد گيشه؛ رادان هميشه تيتر يك و روي جلد باقي ماند. اما آن شخصيت و آن وقار، آن برقي كه در فيلم‌هاي ضعيف اوليه از چهره‌اش بيرون مي‌زد، كدر و كم زور شد. آگاهي نصفه و نيمه، معمولا بلاست و اين نوع آگاهي ( كه منتقدها و روشنفكرها هم معمولا به‌اش دامن مي‌زنند )، بلاي بهرام رادان شد. يك طرز تلقي قديمي از بازيگري وجود دارد بر اين اساس كه بازيگر، وقتي بازيگر است كه به يك آدم ديگر تبديل شود، كه نقش‌هاي عجيب و غريب بازي كند، نقش معتاد و ديوانه و معلول. اين كه وارد شدن به آن اتاق و نشستن با دخترها، ( شبيه آن كاري كه بهرام در آن سكانس از فيلم ساقي انجام داد ) كار ساده‌اي است كه هر بازيگري با هر سطح سواد و دانش و شخصيتي، مي‌تواند از اين كارها بكند. بر اساس اين ديدگاه، بازيگري كه صدايش را عوض كند، پايش را چلاق كند و داد و بي‌داد كند و مونولوگ طولاني بگويد، هنر كرده؛ وگرنه گوشه‌اي نشستن و احوال‌پرسي كردن و كافي‌شاپ رفتن را كه همه بلدند. رادان هم از اين كه ساقي و آبي بازي كند، خسته شد و رفت سراغ اين جور فيلم‌ها. در اين مسير او در يكي از بدترين فيلم‌هاي ده سال اخير سينماي ايران، يعني شمعي در باد، نقش يك معتاد را بازي كرد و در گاوخوني، داستان معروف جعفر مدرس صادقي را از رو خواند. كه انصافا خيلي هم خوب خواند. اما از وقتي خودش آمد توي كادر، باز مي‌شد سيماي بازيگري را ديد كه مي‌خواهد كار جدي كند و به نقش‌هاي معمولي راضي نيست. يك بار هم كه اين وسط خواست دوباره يكي از همان فيلم‌هاي تجاري قديمي را بازي كند تا جايگاهش به عنوان يك سوپر استار خراب نشود، رفت و در ازدواج صورتي بازي كرد. فيلم را نديدم. اما لبخند و چهره رادان در آنونس‌هاي فيلم، اعصاب‌ام را خرد كرد. مي‌دانستم كه آن آگاهي نصفه و نيمه، معصوميت محشر اوليه در فيلم ساقي را به باد مي‌دهد؛ اما فكر نكرده بودم كه به اين زودي. رادان عين خيال‌اش نبود كه آن شخصيت و حضوري را كه در فيلم‌هاي اول جلوي دوربين داشت، نمي‌شد خريد يا با تمرين به دست آورد؛ يك نعمت خدادادي بود كه با يك جو غرور، اضطراب، گيج زدن، يا همان آگاهي نصفه نيمه لعنتي، به باد مي‌رفت و رادان را تبديل مي‌كرد به يكي از همان جوان‌هاي بازيگر پرادعايي كه زور مي‌زنند تا خوب « بازي » كنند.
*
اما خداوند بعضي‌ها را خيلي دوست دارد و حسابي به‌شان مي‌رسد، و به نظرم، بهرام را هم. از جمله به اين خاطر كه فرصت بازي در سنتوري برايش فراهم شد. در جريان هستيد كه با داريوش مهرجويي كار كردن، براي خودش يك شانس اساسي است. به خصوص براي بازيگرها. مهرجويي با آن هوش عجيب و غريب‌اش كه با گذر زمان، تندتر و تيزتر و حساس‌تر مي‌شود، مي‌تواند از آدم‌ها همان چيزي را بيرون بكشد كه به خاطرش ساخته شده‌اند. او بازيگر را مي‌تراشد تا آن چه در وجود اوست را كشف كند. شخصا نمي‌توانم ليلا حاتمي را در نقش ديگري به اصالت ليلا تصور كنم، يا علي مصفا را جز در نقش‌هايي كه براي استاد بازي كرده. اين طوري هر كدام از شخصيت‌هاي فيلم‌هاي مهرجويي، از تركيب بازيگر و نقش موجود در فيلمنامه ساخته مي‌شوند. يعني بازيگر بخشي از وجودش را به نقش مي‌بخشد و برعكس. پس قبل از هر چيز، انتخاب بازيگر است كه در فيلم‌هاي مهرجويي اهميت دارد. مثلا اگر جواني با مشخصاتي كه در آگهي‌هاي اوليه انتخاب بازيگر فيلم سنتوري، آمده بود پيدا مي‌شد؛ يعني يك آدم تركه‌اي قد بلند با چهره‌اي ماليخوليايي، آن وقت با كاراكتر و فيلم ديگري طرف بوديم. اما سنتوري با رادان، اين‌اي شد كه حالا مي‌بينيم. مهرجويي، شخصيت و حضور و بركت‌اي را كه در وجود رادان گير كرده بود و زير آوار اداهاي بازيگري داشت فاسد مي‌شد، كشف كرد و دوباره تحويل خود بازيگر داد. فيلم را هنوز نديده‌ بودم، اما روزي كه عكس‌هاي فيلم سنتوري را براي سايت سينماي ما فرستاده بودند، يادم نمي‌رود. غروبي نشسته بودم دفتر سايت كه CD عكس‌ها رسيد. گذاشتم توي كامپيوتر و عكس درشت چهره‌اش را ديدم با لبخند ملايمي كه روي صورت‌اش بود. اين همان عكسي است كه بعدا در آگهي فيلم، در دنياي تصوير چاپ شد. ( دارم نشاني‌اش را مي‌دهم، اگر يادتان بيايد )، و در اين صورت، همان بزرگ‌منشي، سخاوت، شخصيت و حضوري را ديدم كه چند سالي دنبال‌اش بودم و از دست‌‌ام رفته بود. ديدم مهرجويي باز دست كرده و آن چيزي را كه لازم داشته، برداشته. در سنتوري اگر بهرام رادان خوب است، به خاطر صحنه‌هاي سنتور زدن‌اش نيست ( هر چند كه كار سختي در مسير قابل باور كردن شخصيت و داستان انجام داده و به نتيجه هم رسانده )، به خاطر صحنه‌هاي معتاد بازي‌اش هم نيست ( هر چند آن چه به چشم داورهاي جشنواره فجر و عموم منتقدها مي‌آيد، معمولا همين چيزهاست و لاغير. هيچ توجه كرده‌ايد كه رادان تا به حال به خاطر دو نقش معتادي‌اش جايزه گرفته و بازيگر برنده جايزه نقش اول زن امسال هم نقش يك معتاد را بازي مي‌كند؟ ). آن چه حضور رادان در اين نقش را اين قدر جذاب مي‌كند، شكوه و وقار و باز تكرار مي‌كنم، شخصيت‌اي است كه به اين نقش بخشيده است. سنتوري فيلم عجيبي است. فيلمي درباره اعتياد كه آدم بدش اجتماع است، و نه اعتياد شخصيت اصلي. اين جا شخصيت معتاد، نه بيمار است و نه مستوجب ترحم. او كسي است كه زندگي خودش را مي‌كند و حاضر است تاوان‌اش را بدهد. اين معتاد استثنائا نه شرمنده اجتماع‌اش است، نه قرار است مسير ديگري در پيش بگيرد، و نه اصلا دل‌اش مي‌خواهد مثل پدرش صنعت بلورسازي ايران را در جهان بدرخشاند. پس كار خيلي سخت شد. رادان در اين فيلم بايد نقش معتادي را بازي مي‌كرد كه ذليل و بدبخت و به تمام معني، خانه خراب است؛ كه كفش مرده مي‌دزدد و روي آسفالت جان مي‌كند، كه از زن‌اش كتك مي‌خورد. اما به همه اين‌ها، به عنوان زجر و درد و رنجي كه در مسير پيش رويش بايد تحمل كند، نگاه مي‌كند. علي سنتوري هيچ وقت شكايت نمي‌كند، پشيماني در كار نيست. اتفاقا اين يكي از همه طلب‌كار است. اين طوري رادان بايد نقش معتاد بدبخت خانه‌ خراب زمين‌گيري را بازي مي‌كرد كه قرار است شخصيت و غرور و وقارش حفظ كند. هم بايد كف خيابان دراز مي‌كشيد و ضجه مي‌زد، و هم بايد احترام ما را جلب مي‌كرد. نمايش بزرگ‌منشي در شرايطي چنين حقير. و رادان اين كار سخت را انجام داد. حتي در ناجورترين صحنه‌هاي فيلم هم نمي‌توانيم از پايين به بالا به علي سنتوري نگاه نكنيم. حتي اگر افتاده باشد زير پاي‌مان.
*
مي‌بينيد كه دوباره برگشتيم به سكانس اول فيلم ساقي. وقتي رادان به عنوان فروشنده دوره‌گرد براي چند تا دختر پولدار فيلم كرايه آورد، اما بي اين كه حتي خودش بداند، آقاترين شخصيت روي پرده بود. حالا هم در سنتوري، وقتي در اولين صحنه فيلم در ميان ديگر آدم‌هاي توي كادر، خرد و خسته از پله‌هاي مترو بالا مي‌آيد، باز اين بهرام رادان است كه شخصيت و وقار و حضورش را به چشم‌هاي ما تحميل مي‌كند. گفتم كه، آقاي مهرجويي مي‌داند چيزي را كه لازم دارد از كجا بردارد.

نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/10 ساعت 16:35 | لینک ثابت |
فيلم تازه ابوالحسن داودي مانند فيلم قبلي‌اش «تقاطع» از پروژه‌هاي پر بازيگر سينماي ايران است. در خبرها آمده كه گويا عزت الله انتظامي هم به جمع بازيگران فيلم تازه  داودي با عنوان «زادبوم» خواهد پيوست. داودي در اين باره گفت: ‌قرار است عزت الله انتظامي روي نسخه نهايي فيلمنامه نظرشان را بدهند و به بازيگران اضافه شوند. به گفته وي حضور پرويز پرستويي، بهرام رادان و گلشيفته فراهاني نيز در اين پروژه به قطعيت رسيده است.
داودي اظهار داشت: بخش اوليه فيلمبرداري فصل‌هاي مستند فيلم به اتمام رسيد و امروز از قشم به تهران برگشتيم.اين بخش مربوط به جريان تخم گذاري لاك‌پشتها و برخي صحنه‌هاي داستاني فيلم بود. بخش دوم مستند فيلم 20 روز ديگر در قشم فيلمبرداري مي شود كه در برنامه ريزي 10 روزه قسمت‌هاي مربوط به مرحله بيرون آمدن لاك پشت‌ها از تخم را فيلمبرداري مي‌كنيم.
كارگردان فيلم «زادبوم» درباره بخش اصلي فيلم گفت: مرحله اصلي فيلم با حضور بازيگران از پاييز شروع مي شود چون در اين مقطع زماني طوفان منطقه‌اي و گردوغبار بيش از هميشه است.
داودي گفت: بخش عمده فيلم به تخم گذاري لاك پشت‌ها برمي‌گردد و از طرفي نيز اين بخش جزو فيلم‌ ويديويي است كه شخصيت اصلي از مراحل تخم گذاري لاك پشت‌ها ضبط مي‌كند.
وي درباره شخصيت‌هاي فيلمش گفت:فيلم پنج شخصيت اصلي دارد كه پا به پاي هم حركت مي‌كنند و به اندازه يكديگر در فيلم اهميت دارند .در واقع پنج روايت از زندگي است كه هر كدام اهميت خاص خود را دارند.
اين كارگردان سينما در انتها درباره اعتراضات اخيرش نسبت به برخي معضلات و موانع فراروي فيلمسازان، گفت: در اولين فرصتي كه دليل توجيه كننده‌اي داشته باشد كليه مسائل را روشن مي‌كنم. اين دست مشكلات فقط براي شخص من نيست بلكه اين جرياني است كه چندين پروژه سينمايي را بلاتكليف گذاشته‌، در توليدشان تعلل ايجاد كرده است.



نوشته شده توسط فرناز عربیان در دوشنبه 1386/02/10 ساعت 16:24 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط فرناز عربیان در شنبه 1386/02/08 ساعت 21:25 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط فرناز عربیان در شنبه 1386/02/08 ساعت 21:21 | لینک ثابت |
دوستان عزیز سلام

همزمان با سالروز تولد سوپرستارسینمای ایران/بهرام عزیزم تصمیم به طراحی این وبلاگ گرفتم.امیدوارم با اخباروعکس های جدید بتوانم نظر شما عزیزان رو جلب کنم.

تولد سیمرغ اسمان هنر بهرام عزیز رو به خودش وهمه دوستدارانش تبریک می گویم

نوشته شده توسط فرناز عربیان در شنبه 1386/02/08 ساعت 15:23 | لینک ثابت |
 
business articles